علی الصباح

لغت نامه دهخدا

علی الصباح. [ ع َ لَص ْ ص َ ] ( ع ق مرکب ) بامداد. صبحگاهان. بامدادان. هنگام بامداد:
نشان بخت بلند است و طالع میمون
علی الصباح نظربر جمال روزافزون.سعدی.گفتم مگر بخواب بینم جمال دوست
اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست.سعدی.به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد.حافظ.- علی الصباح نشابور و خفتن بغداد؛ صبح نیشابور و شام بغداد مفرّح و نشاطانگیز است. و در لطافت هوا مثل بوده است:
صبح نیشابور اگر جان پرور است
شام دجله نیز با وی هم بر است.دهخدا ( دیوان شعر ).

فرهنگ عمید

صبح، هنگام صبح، بامدادان.

فرهنگ فارسی

هنگام بامدادن: علی الصباح بروی تو هر که برخیزد صباح روز سلامت برو مسا باشد. ( گلستان )
بامداد صبحگاهان

جمله سازی با علی الصباح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز گریه ها که همی کرد دوش بریانی علی الصباح به رغمش برنج خندان شد

💡 پس از هلاک به خاکم بیا که می‌ترسم علی الصباح جزا عذرخواه من باشی

💡 گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست اینک علی الصباح نظر بر جمال دوست

💡 قلعه که با قرن ثور دوش قرآن داشت وه که به قارون علی الصباح قرین است

💡 در ده علی الصباح به دفعِ خمار باده جانم زتشنگی به لب آمد بیار باده

💡 شبنم نشسته بر ورق گل علی الصباح خواهی که روح تازه برآید بیار راح

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز