لغت نامه دهخدا
صبح سعادت. [ ص ُ ح ِ س َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آغاز خوشبختی:
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر بکوی فلان کن در آن زمان که تو دانی.حافظ.نسیم صبح سعادت محمد است و علی
شفیع روز قیامت محمد است و علی.؟|| قسمی خربزه است.
صبح سعادت. [ ص ُ ح ِ س َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آغاز خوشبختی:
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر بکوی فلان کن در آن زمان که تو دانی.حافظ.نسیم صبح سعادت محمد است و علی
شفیع روز قیامت محمد است و علی.؟|| قسمی خربزه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای صبح سعادت ز جبین تو هویدا این حسن چه حسنست؟ تقدس و تعالا
💡 فروغ صبح سعادت ز رأی انور او است نشان روز عدویش شبان تار آمد
💡 ای صبح سعادت بدم از مشرق امید تا ظلمت غم در همه آفاق نماند
💡 از افق مکرمت صبح سعادت دمید //محو مجازات شد شاه حقیقت رسید
💡 یقین که صبح ز ایّام دولت او را هنوز صبح سعادت نمیکند آغاز؟