مازار

لغت نامه دهخدا

مازار. ( فعل نهی ) مخفف میازار است که منع از آزار دادن باشد یعنی آزار مده. ( برهان ) ( آنندراج ). کلمه فعل یعنی میازار و آزار مده. ( ناظم الاطباء ). دوم شخص مفرد نهی از «آزردن ». میازار. نیازار. آزار مده. ( فرهنگ فارسی معین ). مخفف میازار است. ( انجمن آرا ):
ما زار به عشق تو و دل غمزده تست
زین بیش دل غمزده ما را مازار.هدایت ( ازآنندراج ). || آزرده مشو. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
گر به فرمان سخنی گفتم مازار از من
زانکه جرم است در آن حضرت نافرمانی.فتوحی ( در عذرخواهی از انوری، از آنندراج ).
مازار. ( اِ ) عطار و گیاه فروش را گویند. ( برهان ). عطار و دوافروش. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

عطار، گیاه فروش.

فرهنگ فارسی

۱- ( فعل ) دوم شخص مفرد نهی از آزاردن میازار نیازار آزار مده: مازار بعشق تو و دل غمزد. تست زین بیش دل غمزد. مارا مازار. ( هدایت انجمن آنند. ) ۲- آزرده مشو: گر بفرمان سخنی گفتم مازار زمن زانکه جرم است دران حضرت نافرمانی. ( فتوحی در عذرخواهی از انوری آنند. ) ( اسم ) آمیزنده مخلوط کننده.
عطار و گیاه فروش را گویند

جمله سازی با مازار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاقانی اسیر توست مازار و مکش صیدی است فکندهٔ تو بردار و مکش

💡 به کم از فکرتی بود مازار رای عالی و جان بخرد را

💡 دوست را مازار از ما و منت تا نگردد دوست خصم و دشمنت

💡 چو درکوفه مازار و مضطر شدیم به بزم خداوند این سر شدیم

💡 به گناهی ز مخلصان مازار کاهل اخلاص خود گنه نکنند

💡 ای لعل تو پرنکته شیرین غریب مازار دل خسته غمگین غریب

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز