لب شکر

لغت نامه دهخدا

لب شکر. [ ل َ ش َ / ش ِ ک َ ] ( ص مرکب ) لب چاک. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

لب چاک لب شکری: لب شکر گشته ای که تا دانند جای دندان شکستنت خالی است. ( میر معصوم تجلی آنند. لغ. )

جمله سازی با لب شکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اجازت داد تا شکر بیاید به مهمان بر ز لب شکر گشاید

💡 چو من در ملک خوبی پادشاهم ز لب شکر بدان بخشم که خواهم

💡 شبی بخدمت او خلوتی خوهم تا روز که او ز لب شکر و من ز دیده دربارم

💡 قدی دید چون سرو آزاده است رخی دید چون لب شکر داده است

💡 یارم چو سخن گوید از لب شکر افشاند چشمم ز فراق او هر شب گهرافشاند

💡 نیست آن لب شکر از یک کمربند میان خود مکرر از نی قند

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز