لاغر بدن

لغت نامه دهخدا

لاغربدن. [ غ َ ب َ دَ ] ( ص مرکب ) نزار. لاغرجسم. لاغرتن: ذباءة؛ دختر لاغربدن ملیح و نمکین سبک روح. عنفص؛ زن لاغربدن بسیارحرکت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آنکه داراا بدنی لاغر است لاغرتن.

جمله سازی با لاغر بدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بفربه ضمیران لاغر بدن که از ضعف بالند بر خویشتن

کرده یعنی چه؟
کرده یعنی چه؟
آس باز یعنی چه؟
آس باز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز