قلب کار
مترادفها
اصل کار، هسته اصلی، محور کار
متضادها
حاشیه کار، ظاهر کار
لغت نامه دهخدا
قلب کار. [ ق َ ] ( ص مرکب ) سازنده زر یاسیم قلب یا زری که در میانه آن مس یا روی بود و برروی آن طلا یا نقره باشد. ( از آنندراج ):
خاقانیا ز بغداد اهل وفا چه جویی
کز شهر قلب کاران این کیمیا نخیزد.خاقانی.هر کجا قلب کار دزد بود
گر سیاست کنند مزد بود.میرخسرو ( از آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. کسی که سیم و زر ناسره به کار ببرد: خاقانیا به بغداد اهل وفا چه جویی / کز شهر قلب کاران این کیمیا نخیزد (خاقانی: ۸۵۱ ).
۲. کسی که پول قلب سکه بزند.
جمله سازی با قلب کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ورنه ترازوی فلک زرگر قلب کار شد نقد عراق چون کند زر خلاص جعفری
💡 اگر بخواهیم به اصلیترین موضوع این بحث برسیم، باید بگوییم که قلب کار، ایجاد اعتماد متقابل بین طرفین در یک قرارداد تجاری است.
💡 معلم با دقت تمام سعی داشت تا قلب کار و مفهوم اصلی این درس پیچیده را برای دانشآموزان بسیار خسته و بیحوصله توضیح دهد.
💡 قلب کار این پروژه بزرگ، رعایت دقیق استانداردهای ایمنی و حفظ سلامت تمامی کارگران در حین انجام عملیاتهای سنگین و خطرناک ساختمانی است.