لغت نامه دهخدا
فراخویشتن. [ ف َ خویش ْ / خیش ْ ت َ ] ( ق مرکب ) فراخویش. رجوع به فراخویش شود.
فراخویشتن. [ ف َ خویش ْ / خیش ْ ت َ ] ( ق مرکب ) فراخویش. رجوع به فراخویش شود.
فرا خویش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اشارت اندرین معنی فرا خویشتن کرد زیرا که ممکن نبود که کسی از کسی این بتواند دانستن.