غم پرور

مترادف‌ها

غم‌انگیز، اندوه‌بار

متضادها

شاد ساز، شادی‌بخش

لغت نامه دهخدا

غم پرور. [ غ َ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) پرورده غم. آنکه پیوسته در غم و اندوه باشد: خواهر غم پرور.

فرهنگ عمید

آن که پیوسته در غم و اندوه باشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه همیشه در غم و اندوه باشد پرورده غم.

جمله سازی با غم پرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عشق اول بر دل غم پرور آتش می زند شعله چون بیدار شد در بستر آتش می زند

💡 غمش از خاطر و سوداش ز دل می نرود دل سودا زده و خاطر غم پرور ازوست

💡 سیمین ذقنا سنگدلا لاله عذارا خوش کن به نگاهی دل غم پرور ما را

💡 غم ندارد ز گدایی تن غم پرور ما گو هما سایه دولت مفکن بر سرما

💡 اندک اندک غم عشقم به کمی روی نهاد رفته رفته دل غم پرور من خرم شد

💡 روشنی بخش دلم شد تن غم پرور خویش روشنست آینه شمع ز خاکستر خویش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران