غم اور
مترادفها
غمگین، محزون، اندوهگین
متضادها
شادمان، خرسند، مسرور
لغت نامه دهخدا
( غم آور ) غم آور. [ غ َ وَ ] ( نف مرکب ) غم انگیز. آنچه غم آورد. مُحزِن.
فرهنگ عمید
( غم آور ) غم آورنده، آنچه غم بیاورد، غم انگیز.
فرهنگ فارسی
( غم آور ) ( صفت ) آنکه تولید غم کند غم انگیز.
جمله سازی با غم اور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از عرش بود پایۀ قدرش بلندتر حاجت به نردبان غم آور دگر نبود