لغت نامه دهخدا
غم افزای. [ غ َ اَ ] ( نف مرکب ) غم افزا. آنکه یا آنچه غم افزاید. رجوع به غم شود:
غم خور و نان غم افزایان مخور
زآنکه عاقل غم خورد کودک شکر.مولوی.
غم افزای. [ غ َ اَ ] ( نف مرکب ) غم افزا. آنکه یا آنچه غم افزاید. رجوع به غم شود:
غم خور و نان غم افزایان مخور
زآنکه عاقل غم خورد کودک شکر.مولوی.
( غم افزا ی ) ( صفت ) آنچه اندوه را افزون کند غم افزاینده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب همه هم راز و هم نشین صفایی ناله ی جانکاه بود و اشک غم افزای
💡 من و سودای تو تا دامن صحرا برجاست من و اندوه تو تا عشق غم افزایی هست
💡 کاهش ما هجر غم افزای تست رامش ما وصل طرب زای تست
💡 فارغ از وهم غم افزایی خویش کردم اقرار به بینایی خویش