لغت نامه دهخدا
غم انگیزی. [ غ َ اَ ] ( حامص مرکب ) غم انگیز بودن. انگیختن غم. رجوع به غم و غم انگیز شود.
غم انگیزی. [ غ َ اَ ] ( حامص مرکب ) غم انگیز بودن. انگیختن غم. رجوع به غم و غم انگیز شود.
حالت و کیفیت غم انگیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از آن آندرتیکر وارد شده و مسابقه بین او و سینا آغاز شد.اما این مسابقه برخلاف انتظار تماشاگران تنها سه دقیقه طول کشید و پس از آن آندرتیکر با پیروزی زودهنگام خود سالن را ترک گفت.آندر تیکر در پی پر ویو سوپر شو داوندر سال 2018 بازگشت. در نهایت دو سال بعد این اسطوره بازنشسته شد و از دنیای کشتی کج خداحافظی غم انگیزی را به همراه داشت.
💡 سلینا کودکی غم انگیزی دارد. مادرش، ماریا، پس از آن که مورد تجاوز وحشیانه قرار گرفت، خودکشی کرد و کمی بعد، پدرش، برایان، به علت زیاده روی در مصرف الکل، مرد. پس از آن، سلینا را به مراکز بازپروری که برای نوجوانان بزهکار و یتیم بود، منتقل کردند.