لغت نامه دهخدا
دریاگرفته. [ دَرْ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) دریازده. مبتلی به بیماری دریا. آنکه حالت تهوع و سرگیجه و دل بهم خوردگی یافته باشد در سفر دریا.
دریاگرفته. [ دَرْ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) دریازده. مبتلی به بیماری دریا. آنکه حالت تهوع و سرگیجه و دل بهم خوردگی یافته باشد در سفر دریا.
دریا زده. مبتلی به دریا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دستت درون، تیغ گوهر نگارت نهنگی است مسکن به دریا گرفته
💡 زهی آمده از بیابان و آنگه هم از گرد ره قصد دریا گرفته
💡 از گریه زندگانی من تلخ گشته است آب گهر طبیعت دریا گرفته است
💡 آشوب محشریست، دلش نام کردهام این قطره ای که شورش دریا گرفته است
💡 به هنگام جود و به گاه سخاوت دل و همتت رسم دریا گرفته