لغت نامه دهخدا
هم بار. [ هََ ] ( ص مرکب ) عدیل. برابر. هم سنگ. معادل. هم وزن. ( یادداشت مؤلف ).
هم بار. [ هََ ] ( ص مرکب ) عدیل. برابر. هم سنگ. معادل. هم وزن. ( یادداشت مؤلف ).
عدیل برابر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سگان در کوی او شبگرد و خسرو را درو ره نی طفیل آن سگان، باری مرا هم بار بایستی
💡 رخت دل سوی تو دارم کز رخ و بالای توست بر درخت دلبری هم برگ و هم بار آمده
💡 رحم بر قارونسرشتان کن که از افسون حرص این خران زیر زمین هم بار دنیا میکشند
💡 ای برهمن، بار ده رد کرده اسلام را یا چو من گمراه را در پیش بت هم بار نیست
💡 تنها مرو ای بوی گل از طرف گلستان یک لحظه،که این قافله هم بار نماید
💡 دایون ذراتی فرضی در نظریه های چهاربعدی هستند که هم بار الکتریکی دارند و هم بار مغناطیسی و اگر در شرایطی بار الکتریکی انها صفر باشد تک قطبی مغناطیسی خواهند بود. اکثر نظریه ها با غالب نظریه وحدت بزرگ وجود چنین ذرهای را پیش بینی کردهاند.