غر و غر
مترادفها
شکایت، ناله، نقنق
متضادها
ستایش، تمجید، رضایت
لغت نامه دهخدا
غر و غر. [ غ ُرْ رُ غ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) به معنی غرغر. ( فرهنگ شعوری ). رجوع به غرغر شود.
جمله سازی با غر و غر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز سوی دگر به غر و غر بانو در کار برنج و گندم و روغن