لغت نامه دهخدا
غر ولند کردن. [ غ ُرْ رُ ل ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غرو لند زدن. غر زدن. غرغر کردن. قر زدن. قرقر کردن. لند و لند کردن. ژکیدن. رجوع به غر و لند زدن شود.
غر ولند کردن. [ غ ُرْ رُ ل ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غرو لند زدن. غر زدن. غرغر کردن. قر زدن. قرقر کردن. لند و لند کردن. ژکیدن. رجوع به غر و لند زدن شود.
سخن آهسته گفتن از سر خشم غرغر کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اتین که هیجان زده شده از او میپرسد که ایا او هم صورت قاتل را دیده و با شنیدن پاسخ منفی کارگر در حالیکه پارچه را از روی صورتش پایین میکشد با عصبانیت شروع به غرولند کردن میکند.
💡 کفتارها تا ۱۰ صدای گوناگون که از خود درمیآورند. فریاد ازته دل کفتارها میتواند از جدایی میان دو کفتار حکایت کند. ناله یا غرولند کردن کفتارها بیانگر آن است که یک کفتار هم دسته نزدیک میشود. کفتارها در گروههای هماهنگ، به شکار میروند در این میان، کفتارهای ماده فارغ از سن و سالشان همیشه در جایگاه بالاتری نسبت به نرها قرار دارند. همچنین بیشتر «جیغ و دادها» و خندهها هنگام خوردن غذا شنیده میشود که به یکدیگر یادآوری میکنند که کی هستند و جایگاهشان کجاست. نرهای تازه به گروه پیوسته با این صدا درمی یابند که جایگاهشان در مراتب قدرت پایینتر از دیگران و به ویژه مادهها میباشد. کفتارها هنگام شکار یا درگیری بر سر غذا با سردادن خنده، متحدان جدیدی را به یاری میطلبند و به ویژه هنگامی که با شیرها بر سر شکار یا لاشهای درگیر میشوند، گروههای دیگر را به همکاری فرا میخوانند.