لغت نامه دهخدا
غر دادن. [ غ ِ دَ ] ( مص مرکب ) جنباندن جزء یا تمام بدن از روی ناز. ( فرهنگ نظام ). قر دادن. رجوع به قر و قر دادن شود.
غر دادن. [ غ ِ دَ ] ( مص مرکب ) جنباندن جزء یا تمام بدن از روی ناز. ( فرهنگ نظام ). قر دادن. رجوع به قر و قر دادن شود.
جنباندن جزئ یا تمام بدن از روی ناز قر دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين، مقدار دانش ما، بلكه مقدار دانش آنان بود در آن وقت. اما هم اكنون و پس از اينكه پارهاى از فصلها و بخشهاى (الغدير) را خواندم، خود را نه در كنار رودى جارى بلكه دربرابر دريايى سرريز مى بينم كه در آن لؤ لؤ و مرجان و دُرّهاى تابناك است، آرى درآن دريا، دليل رسا، برهان روشن و دانش فراوان است؛ و خلاصه در آن دريا چيزهايىاست كه مرا توان شمارش و احصاى آنها نيست. آنچه در (الغدير) مى بينم يكزبان مىگويند: فروغ مهتاب پوشيدنى نيست، هرچند مردم پرده ها و ابرهايى در برابر آن قراردهند. همچنين حقايق را نمى توانند كتمان كنند، تا روزى كه مرتضى - عليه السلام - مانندشما شيعيانى به جاى گذارده باشد كه لذتهاى زندگى و خوشگذرانى روزگار رافروخته اند و با تمام نيرو به كمك حق و نشان دادن راه درست و رهنمايى سرگشتگان وارشاد گمراهان شتافته اند.
💡 در طول جنگ، ارتش سوریه از قلعه به عنوان پایگاه نظامی استفاده کرد و برای نبرد با مبارزان مخالف، از دیوارها به عنوان پوشش استفاده میکردند در حالیکه مناطق اطراف برای هدف قرار دادن شورشیان مورد استفاده قرار میگرفت. در نتیجه ارگ خسارات قابلتوجهی دریافت کردهاست.