لغت نامه دهخدا
( عنفاً ) عنفاً.[ ع ُ فَن ْ ] ( ع ق ) بطور تندی و درشتی و ستیزگی. و بطور کراهت و اجبار و عدم رضایت. ( از ناظم الاطباء ).
( عنفاً ) عنفاً.[ ع ُ فَن ْ ] ( ع ق ) بطور تندی و درشتی و ستیزگی. و بطور کراهت و اجبار و عدم رضایت. ( از ناظم الاطباء ).
به طور تندی و درشتی، بااجبار.
به طور کراهت مقابل لطفا.
بطور تندی و درشتی و ستیزگی و بطور کراهت و اجبار و عدم رضایت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن سلطان مرغان گشت عنفا که در قاف قناعت کرد ماوا