لغت نامه دهخدا
عذبی. [ ع َ ذَ بی ی ] ( ع ص ) مرد کریم الخلق. ( قطرالمحیط ) ( اقرب الموارد ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || کسی که بی عیب باشد. ( از قطرالمحیط ) ( از اقرب الموارد ).
عذبی. [ ع َ ذَ بی ی ] ( ع ص ) مرد کریم الخلق. ( قطرالمحیط ) ( اقرب الموارد ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). || کسی که بی عیب باشد. ( از قطرالمحیط ) ( از اقرب الموارد ).
۱ - گوارایی خوشگواری ( آب و شراب و خوراک ). ۲ - خوشی شیرینی نغزی ( سخن ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر ز مشرب عذبی ز جان و دل بشنو صدای بانگ «اناالحق » صفیر «سبحانی »