عبهری

لغت نامه دهخدا

عبهری. [ ع َ هََ ری ی ] ( ع ص ) نازک بدن. || سخت سپید. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به عبهر. ۲ - نازک بدن سخت سپید.

جمله سازی با عبهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری یا راست‌تر ز قد تو باشد صنوبری

💡 توقیع او چو یافت رقیب سروش گفتا هر عجم ازین حروف کم از عبهری ندارم

💡 پس زنی گفتش ز چشم عبهری که ز دستت رفت حسرت می‌خوری

💡 ز عشق توام عبهری گشت لاله ز هجر توام چنبری شد چنارا

💡 بزم نه گلشن جنان کرده بهر طرف در آن چشم و قد سهی قدان عبهری و صنوبری

💡 شد جمله جهان بهشت خندان زان سرو روان عبهری رو

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز