عالم گرد

لغت نامه دهخدا

عالم گرد. [ ل َ گ َ ] ( نف مرکب ) جهانگرد و سیاح. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) جهانگرد سیاح.

جمله سازی با عالم گرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر کجا گردد ز رویش حسن را هنگامه گرم گرد گشتن کی رسد خورشید عالم گرد را

💡 روی گردون پر غبار از ذره باشد پیش دوست خاک بر سر میکند خورشید عالم گرد او

💡 رگ جانها به هم پیوسته شد زلف پریشان شد لطافتهای عالم گرد شد سیب زنخدان شد

💡 دیگری را بر تو چون گیرم بدل چون مثل تو در همه عالم نیابد فکر عالم گرد من

💡 شوق عالم گرد در جایی نمی گیرد قرار ابر هر دم بال در صحرای دیگر وا کند

💡 گرد دل می گشت بر گرد جهان گردیدنی کرد مستغنی ز عالم گرد دل گردیدنم

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز