طبعان
لغت نامه دهخدا
طبعان. [ طَ ] ( ع اِ ) هذا طبعان الامیر: گلی که بدان مهر کرده شود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
هذا طبعان الامیر: گلی که بدان مهر کرده شود.
جمله سازی با طبعان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جامی ز سفله طبعان کم شد صفای حالت کردی سفال تیره جام جهان نما را
💡 لطیف طبعان دانند قدر لطف سخن که قدر باد صبا برگ یاسمین داند
💡 بس که دیدم کجروی از راست طبعان جهان گردش گردون شمارم گردش پیمانه را
💡 بیوسف دلان خوی لطف و کرم ازین گرگ طبعان نخواهیم یافت
💡 مرگ را در طینت آسوده طبعان راه نیست آتش یاقوت بیدل ایمن از خاکستر است
💡 کمال فهم سخن نیست در گدا طبعان سخن در است و تعلق بگوش شه دارد