صرنا

لغت نامه دهخدا

صرنا. [ ص ُ ] ( معرب، اِ ) رجوع به سرنا شود.

جمله سازی با صرنا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم نگشاید ز غفلت مردگان خواب را گرچه صور حشر از فریاد صرنا افکنند

💡 کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون صرنا سواک حیث تقلبت فی الشئون

💡 مولانا مولانا قد صرنا حیرانا غفرانا غفرانا، سبحانا سبحانا