لغت نامه دهخدا
صباح و مسا. [ ص َ ح ُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب، ق مرکب ) بامداد و شبانگاه. صبح و عصر:
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مساشمع محفل دگری.حافظ.
صباح و مسا. [ ص َ ح ُ م َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب، ق مرکب ) بامداد و شبانگاه. صبح و عصر:
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مساشمع محفل دگری.حافظ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تویی که ذکر ملائک زشوق بندگیت بود صباح و مسا لااله الا الله
💡 هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
💡 حکم و فرمانش چون صباح و مسا روز و شب را دهد ضیاء و ظلم
💡 گرفته مکنت او عرصهٔ صباح و مسا ببسته طاعت او گردن صبا و دبور
💡 ای آنکه هر صباح و مسا از ره شرف آیند بر طواف حریم تو قدسیان
💡 صباح و مسا نیست در راه وحدت منم کز صباح و مسا میگریزم