لغت نامه دهخدا
خارج المملکتی. [ رِ جُل ْ م َ ل َ ک َ ] ( ص نسبی مرکب ) برون مرزی. رجوع به برون مرزی شود. || حق خارج المملکتی. حق برون مرزی برای هر کشوری.
خارج المملکتی. [ رِ جُل ْ م َ ل َ ک َ ] ( ص نسبی مرکب ) برون مرزی. رجوع به برون مرزی شود. || حق خارج المملکتی. حق برون مرزی برای هر کشوری.
برون مرزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه خوش حیات و چه ناخوش چو آخر است زوال چه جعد ساده چه پرخم چو خارج است نوا
💡 با همه و ز همه از روی حقیقت نه مجاز خارج و داخل و پنهان و پدیدار منم
💡 ناگه از خارج مسجد برخاست شور و غوغا و فغان از چپ و راست
💡 فضیلت نسب و اصل خارج ذاتست بفضل غیر خود ای سفله افتخار مکن
💡 ده گروه بزرگ افراد متولد خارج در سال ۲۰۱۹ به شرح زیر بودهاست:
💡 چون دیدم ازینگونه پشیمان شدم الحق دانستم کان خارج و بد ملتمسی بود