شب خوان

لغت نامه دهخدا

شب خوان. [ ش َ خوا / خا ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) شب خواننده. که در شب خواند. که شب آوا و نغمه برآرد. || کسی که شبها بر مناره مناجات کند. ( فرهنگ نظام ). || که در شب طلبد دیگری را. || بلبل را گویند و به عربی عندلیب خوانند. ( برهان ). اسم فارسی عندلیب است. ( از فرهنگ نظام ). بلبل راگویند. ( آنندراج ). بلبل و عندلیب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

مرغ سحرخوان، بلبل.

جمله سازی با شب خوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز و شب خوان نکوخواه تو باشد خرمی سال و مه بر خون بدخواه توگردد آسیا

💡 وز پی زایران به روز و به شب خوان نهادست و دست بگشاده

💡 نیم شب خوان کشد به خانه و بس که نه پشه ست آن زمان نه مگس

💡 بس که نالید از رخت خون شد دلم در طره ات از غم گل بین چه با خود، مرغ شب خوان کرده است

💡 مرغ شب خوان قاری و آفاق رخ شسته بقیر و اوفتاده قیروان تا قیروان در بحر قار

💡 مرغ شب خوان که دم از پرده ی عشّاق زند گو نوا از من شب خیز بیاموز امشب

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز