شاه ولی، یکی از شخصیتهای برجسته تاریخ ایران و مفاخر اسلامی به شمار میرود که در قرن دوازدهم هجری در هند زندگی میکرد. او با تلاشهای خستگیناپذیر خود در عرصه علم و ادب، به ترویج فرهنگ و معارف اسلامی پرداخت و تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی گذاشت. شاه ولی، به عنوان یک عالم دین و فیلسوف، به بررسی عمیق مفاهیم دینی و فلسفی پرداخت و از این رهگذر، آثار گرانبهایی را خلق کرد که هنوز هم مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان به علم قرار دارد. او در آثارش به تبیین مسائلی چون توحید، نبوت و معاد پرداخته و تلاش کرده است تا با استناد به متون دینی، فهم بهتری از اسلام را به مردم ارائه دهد. این شخصیت بزرگ در زندگی خود بر اهمیت علم و دانایی تأکید داشته و همواره به دنبال گسترش آگاهیهای دینی و اخلاقی در جامعه بوده است. شاه ولی همچنین به عنوان یک صلحبان و مشاور سیاسی شناخته میشود که سعی کرد در زمانهای پر از تنش و درگیری، راههای مسالمتآمیز برای حل اختلافات بیابد. او با پیشنهادهای هوشمندانه خود، تأثیر بسزایی در تحکیم روابط میان مذاهب مختلف و ارتقاء سطح همزیستی مسالمتآمیز در جامعه داشت. بهطور خلاصه، شاه ولی نهتنها یک عالم و فیلسوف، بلکه یک پیشوای بزرگ اجتماعی بود که با اندیشههای خود، پایهگذار تحولات مثبتی در تاریخ معاصر اسلام گردید.
شاه ولی
لغت نامه دهخدا
شاه ولی. [ وَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اوباتو بخش میرانشاه شهرستان سنندج. دارای 130 تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه. محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات و توتون است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
شاه ولی. [ وَ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شوشتر. از 14 قریه بزرگ و کوچک تشکیل شده و سکنه آن در حدود 2000 تن است و مرکز دهستان قریه شاهی ولی است. قراء مهم آن: قریه نگاری و ضحاک که هر یک 300 تن سکنه دارد. آب آن از شعبه رودخانه کارون و چاه. محصول آن غلات دیمی و کنجد است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
شاه ولی. [ وَ ] ( اِخ )دهی از دهستان خنافره بخش شادگان شهرستان خرمشهر. دارای 508 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات، خرما و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
شاه ولی. [ وَ ] ( اِخ ) مرکز دهستان شاه ولی بخش مرکزی شهرستان شوشتر. دارای 100 تن سکنه. آب آن از رودخانه کارون. محصول آن غلات، برنج و کنجد است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملاتی از کلمه شاه ولی
تا سحر جمله شب آن شاه ولی خود همی گوید الست و خود بلی
که او گوهر بحر شاه ولی است به گاه وفا و سخا چون علی است
به سر داده است عشق خدمت شاه ولی محروم دارد گاه و بی گاه