شاه نام

لغت نامه دهخدا

شاه نام. ( اِ مرکب ) نوعی از مزامیر. ( فرهنگ سروری ) ( شرفنامه منیری ). نوعی از ساز. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ).
شاه نام. ( اِخ ) نام شهری از ولایت شروان. ( فرهنگ جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نام نوعی ساز است.
نوعی از مزامیر نوعی از ساز

فرهنگ اسم ها

اسم: شاه نام (پسر) (فارسی) (تلفظ: shah-nam) (فارسی: شاهنام) (انگلیسی: shahnam)
معنی: دارای نام شاهانه

جمله سازی با شاه نام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمردند ای شاه نام آوران پیام تو بر من پیام آوران

💡 همه چیزی به من داده‌ست دادار مگر دیدار شاه نام بُردار

💡 کردم آخر خویشرا حالی بجائی در مقیم کرده آنجا بنده تو شاه نام خویشتن

💡 گهی کشوری را کند شاه نام گهی شخص نامیده قومی تمام

💡 نهان گر کند شاه نام و گهر نماند نهان زیب شاهیّ و فَر

💡 رومن گیرشمن دوران حکمرانی او را به مدت ۲۰ سال (۱۲۶۵–۱۲۴۵ پیش از میلاد) بنا بر فرضیه ذکر کرده‌است. بر روی ۶۵۰۰ آجر کتیبه‌داری که در چغازنبیل یافت شده‌است به جز نام این شاه نام شاه یا شاهزادهٔ دیگری دیده نمی‌شود.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز