لغت نامه دهخدا
( شاه آبه ) شاه آبه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) شاهابه بمعنی شاهاب ( و شاه آب ) باشد. رجوع به شاهاب شود.
( شاه آبه ) شاه آبه. [ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) شاهابه بمعنی شاهاب ( و شاه آب ) باشد. رجوع به شاهاب شود.
( شاه آبه ) به معنی شاهاب باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر زنی نوبت شاهی به جهان تا مانی اولت درد سر و آخر کارت ندم است
💡 برانگیز لشکر زر بربر چو باد به یاری من شاه فرخ نژاد
💡 چو چشمت به بخشایش است از اله به خدمت مرو بَر درِمیر و شاه
💡 شاه دست آن دو را بگرفت نرم پیش خود بنشاند و پس پرسید گرم
💡 بت ما شاه را بشناخت آخر یقین خود در فناانداخت آخر
💡 پشت بر پشت شاه و شاه نشان بندگانش ز جاه شاه وشان