لغت نامه دهخدا
شاه بهرام. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پشت کوه باشت بابویی بخش گچساران. دارای 150 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات، برنج، کنجد، تنباکو و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
شاه بهرام. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پشت کوه باشت بابویی بخش گچساران. دارای 150 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات، برنج، کنجد، تنباکو و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده ٠ از دهستان پشت کوه باشت بابویی بخش گچساران ٠ آب: رودخانه ٠ محصول: غلات برنج کنجد تنباکو و حبوبات ٠
اسم: شاه بهرام (پسر) (فارسی)
معنی: نام بهرام گور پادشاه ساسانی و همچنین پادشاه کشمیر
💡 دل شاه بهرام ناشاد گشت ز یزدان بترسید و پر داد گشت
💡 همه لشکر خویش را برنشاند پس شاه بهرام لشکر براند
💡 همه گفتند شاه بهرام است که ملک گوهر و ملک نام است
💡 بگفتند با شاه بهرام گور که شد دیر هنگام نخچیر گور
💡 دل شاه بهرام زیشان بسوخت به دست خرد چشم خشمش بدوخت