لغت نامه دهخدا
شانه پیچ. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب )پیچنده و گرداننده شانه و کتف. || کنایه از سرکش و روگرداننده. ( بهار عجم ) ( ارمغان آصفی ).
شانه پیچ. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب )پیچنده و گرداننده شانه و کتف. || کنایه از سرکش و روگرداننده. ( بهار عجم ) ( ارمغان آصفی ).
پیچنده و گرداننده شانه و کتف یا کنایه از سرکش و رو گرداننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشیده دار ز سوداییان عشق زبان به شانه پیچ وخم از زلف مشکبو نرود