زرین کاسه

لغت نامه دهخدا

زرین کاسه. [ زَرْ ری س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) کاسه ای که از طلا ساخته باشند. ( فرهنگ فارسی معین ). || بمعنی زرین صدف است که کنایه از آفتاب جهانتاب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). آفتاب. ( ناظم الاطباء ). کنایه از آفتاب. خورشید. ( فرهنگ فارسی معین ):
در سلوک کعبه جان چرخ زرین کاسه را
از پی دریوزه جای کاسه گردان دیده اند.خاقانی.

فرهنگ عمید

۱. کاسۀ زرین، کاسه ای که از زر ساخته شده.
۲. [مجاز] خورشید.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - کاسه ای که از طلا ساخته شده باشد. ۲ - آفتاب خورشید.

جمله سازی با زرین کاسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قامتش چون خادمان خم شد بخان همتت بسکه زرین کاسه ها برهم کشد اختر هال