زحمت کشیده
مترادفها
رنجکشیده، پرزحمت، خسته
متضادها
راحت، آسوده
لغت نامه دهخدا
زحمت کشیده. [ زَ م َ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ( در تداول عامه ) درس خوانده. آنکه تحصیلات خود را در هر رشته که هست ( از علم و هنر ) با کوشش فراوان کامل کرده و در استواری پایها و مبانی رشته تحصیلی خود کوشش فراوان بکار برده باشد. کار دیده. کار آزموده. استاددیده. رجوع به زحمت کشیدن و زحمت کش شود.
فرهنگ فارسی
درس خوانده
جمله سازی با زحمت کشیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشقت دیده زحمت کشیده محبت پیشه محنت رسیده
💡 مایکل نمیتواند بیحرمتی او را نسبت به افراد حاضر در صحنه درک کند. او از این واقعه، بیزار، غمگین، شوکه، ناراحت و عصبانی شدهاست اما در عین حال از اینکه اعضای گروه، علیرغم رفتار نفرتبرانگیز و شرمآور فردی که میخواست این نمایش را بر هم بزند، توانستند به اجرای این آهنگ ادامه دهند، بیاندازه احساس غرور میکند. نگرانی اصلی مایکل از بابت افرادی است که برای این اجرا زحمت کشیده بودند و همچنین بچههایی که در این حادثه صدمه دیدهاند.
💡 او با وجود اینکه بسیار زحمت کشیده و برای رسیدن به این جایگاه تلاش کرده، اکنون با آرامش از نتایج کارش لذت میبرد.
💡 این اثر هنری بسیار زیبا و ظریف است و مشخص است که هنرمند برای خلق آن بسیار زحمت کشیده و وقت صرف کرده است.
💡 او انسانی بسیار زحمت کشیده و باانگیزه است که هرگز از مواجهه با مشکلات جدید و چالشهای سخت زندگی عقبنشینی نمیکند.