راست قامت

لغت نامه دهخدا

راست قامت. [ م َ ] ( ص مرکب ) افراخته قد. آخته بالا. آخته قامت. سهی قامت. سهی قد. راست قد. راست بالا. کسی که قامت راست و مستقیم دارد: انصیات؛ راست قامت شدن بعد از خمیده شدن. ( از منتهی الارب ). جاریة شاطة؛ دختر راست قامت. ( منتهی الارب ). رجوع به راست قد شود.

فرهنگ فارسی

افراخته قد آخته بالا

جمله سازی با راست قامت

💡 انسان ماهر غالباً به عنوان اجدادِ گرسیل‌ها یا انسان کارورز شناخته می‌شوند که خود اجداد انسان راست قامت هستند.

💡 زین پیش بود کارم چون سرو راست قامت اکنون چو زلف خوبان پر پیچ و تاب گشته

💡 این راست قامت تو چو تیری است از یقین وآن کژ دل تو همچو کمانی است بی گمان

💡 تنها نه راست قامت مه زین عزا خم است برداغ این ستم زده نه آسمان خمید

💡 بقایای انسان راست‌قامت به‌طور مداوم در بسترهای دریاچه و رسوبات جریان یافت شده‌است. این نشان می‌دهد که انسان راست قامت در محوطه‌های باز در نزدیکی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها زندگی می‌کرده‌است.

💡 در سال ۲۰۰۳ آنتون شواهدی برای شفاف‌سازی ابهامات پیرامون انسان راست قامت آسیایی و آفریقایی کشف کرد که قابل اثبات نبودند.