برسو. [ ب َ ]( اِ مرکب ) برسوی. جهت فوقانی. طرف بالا. جانب علو. علو. فوق. مقابل فروسو. ( یادداشت مؤلف ):
گنبدی نهمار بر برده بلند
نش ستون از زیر و نز برسوش بند.رودکی.نیک ماند ز برسو آن امرود
به سنان مبارز پر کین
وآن فروسوش همچو ناف بتی
که بود سال و ماه مشک آگین.محسن قزوینی.از فروسو گنج و از برسو بهشت
سوزنی سیمین میان هر دو حد.ابوشعیب هروی.قرعاء؛ بر سوی راه: قارعة الطریق؛ برسوی راه. نزک؛ برسوی ران. ( منتهی الارب ). در منتهی الارب کلمات ور، وره، ورک را به برسوی راه ترجمه کرده است. در برهان این کلمه دیده نمیشود. ناظم الاطباء آرد: برسو؛ نوک و قله و سر. برسوی گوش؛ نوک گوش. برسوی ران؛ استخوانی در ران حیوانات بارکش که بجانب خارج برجستگی دارد. رجوع به ناظم الاطباء شود.
بر سوی جهت فوقانی جانب علو.
برسو ( به ایتالیایی: Bresso ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان میلان واقع شده است.
برسو ۳٫۳۸ کیلومترمربع مساحت و ۲۵٬۷۶۱ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به همشهری کین، امبرسونهای باشکوه، بانویی از شانگهای اشاره کرد.
💡 البرسویلر ۱۰٫۸۵ کیلومترمربع مساحت دارد ۱۶۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 ابرسویلر ۱۴٫۰۷ کیلومترمربع مساحت و ۶۶۰ نفر جمعیت دارد و ۲۳۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 بعضی از منتقدان برسون را چیزی فراتر از یک شکارچی لحظات نمیدانند. این یک حقیقت است که روش «لحظه قطعی» در دستان عکاس بی هدف به شکار لحظهای تصادفی و بی گزینش نزول پیدا میکند.
💡 از پستانداران، روباه، شغال، زرگوش، برسوک، خوک یابایی، بز کوهی، برس برفی دیده میشوند. در رودها و دریاچههای ولایت ماهیانی با نامهای محلی گُلاماهی، زَغارماهی، لقماهی و بُرُتماهی، شیرماهی، زندگی میکنند.
💡 گناه ما بگو تا چیست جز عشق تو ورزیدن که مشهور جهان کردی مرا زینسان برسوائی