رامش جوی

مترادف‌ها

صلح‌طلب، آرام‌جو

لغت نامه دهخدا

رامش جوی. [ م ِ ] ( نف مرکب ) مخفف رامش جوینده. آنکه طالب خوشی و شادی است. بمجاز، خوش گذران. عشرب طلب. شادی جوی. طرب جوی. || آرامش طلب.آرامش جوی. استراحت طلب. آرامش خواه. مقابل آشوب طلب.

فرهنگ فارسی

مخفف رامش جوینده. آنکه طالب خوشی و شادی است. یا آرامش طلب.

جمله سازی با رامش جوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به تیغ نصرت یاب و به فتح گیتی گیر به ناز رامش جوی و به کام دولت ران

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران