لغت نامه دهخدا
راست دلی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت راست دل. پاکدلی. صفا:
بر صید دل عاشق شاهین صفت و عاشق
در راست دلی با تو دارد صفت شاهین.سوزنی.|| ساده دلی. رجوع به راست دل شود.
راست دلی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت راست دل. پاکدلی. صفا:
بر صید دل عاشق شاهین صفت و عاشق
در راست دلی با تو دارد صفت شاهین.سوزنی.|| ساده دلی. رجوع به راست دل شود.
حالت راست دل پاکدلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زلف پریشان تو دل ها همه جمعند ما راست دلی شیفته، مپسند نباشد
💡 ما راست دلی که نیست خالی نفسی هر گوشۀ او ز سر صاحب هوسی
💡 به دست تنگ قبائی دلم گرفتار است که هر که راست دلی حبیب جان دریدهٔ اوست
💡 هم قول تو هم وعده تو هر دو بود راست هم راست دلی با من و هم راست زبانی