ره پیما

لغت نامه دهخدا

ره پیما. [ رَه ْ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) راه پیمای. راهرو. رونده طریق. || مسافر و سیاح. ( ناظم الاطباء ). || اندازه گیرنده راه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به راه پیما و راه پیمای شود.

فرهنگ عمید

= راه پیما

فرهنگ فارسی

راه پیمای. راهرو. رونده طریق

جمله سازی با ره پیما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داشت با باد صبا این گفتگو در زیر تیغ سوی گلذار جنان چون خواست ره پیما شود

💡 مکن از از سختی ره شکوه که ره پیما را می کند سر به هوا راه چو هموارترست

💡 زدست تنگ بر بی برگ دنیا تنگ می گردد به ره پیما زکفش تنگ صحرا تنگ می گردد

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز