رمم

لغت نامه دهخدا

رمم. [ رِ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ رِمّة. ( اقرب الموارد ). حبل رمم؛ رسن کهنه و پوسیده. ( منتهی الارب ). رجوع به رمة شود.
رمم. [ رُ م ُ ] ( ع ص، اِ ) دختران زیرک. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغه ).

فرهنگ عمید

= رِمّه

فرهنگ فارسی

دختران زیرک

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)

جمله سازی با رمم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می رمم همچو سگ گزیده زآب بسکه طوفان ز چشم تر دیدم

💡 می رمم از هر که باشد آشنای من کلیم آشنایِ معنیِ بِکر ام، که آن بیگانه است

💡 از حدیث سود و سودا می رمم دیوانه وار حرف لیلی گوی تا دانی که مجنون عاقل است

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز