داغ جای

لغت نامه دهخدا

داغ جای. ( اِ مرکب ) کیة. ( منتهی الارب ). موضعی از بدن که بآلت داغ سوخته و نشان کرده باشند.

فرهنگ فارسی

موضعی از بدن که ب آلت داغ سوخته و نشان کرده باشد

جمله سازی با داغ جای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غنچهٔ لاله شد آنروز که خلوتگه داغ جای خالت به دلم همچو سویدا کردند

💡 چون گل نمانده بر تن، از داغ جای داغم سوزد مگر ازین پس، عشقم به داغ مردم

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز