خجل سار

لغت نامه دهخدا

خجل سار. [ خ َ ج ِ ] ( ص مرکب ) شرمسار.شرم زده. خجل گونه. خجلت زده. خجالت کشیده:
بدستار و جبه خجل سارم از تو
در عفو بگذار چون سنگ بسته.خاقانی.نزد رئیس چون الف کوفی آمدم
چون دال سرفکنده خجل سار میروم.خاقانی.خجل سارم از بس نوا و نوالش
کنون زان نوال و نوا می گریزم.خاقانی.

فرهنگ عمید

= خجالت زده: خجل سارم از بس نوا و نوالش / کنون زآن نوال و نوا می گریزم (خاقانی: ۹۰۵ )، نزد رئیس چون الف کوفی آمدم / چون دال سرفکنده خجل سار می روم (خاقانی: ۸۹۸ ).

فرهنگ فارسی

شرمسار شرم زده

جمله سازی با خجل سار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رویت که ازو ماه خجل سار شود زلفت که در او باد گرفتار شود

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز