دست پرور. [ دَ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) دست پرورد. دست پرورده. پرورش یافته از دست. ( غیاث ). پرورش یافته به دست، مثل طفلی را که دایه اش باشد گویند: این دست پرورده اوست. ( آنندراج ). آنکه تحت تربیت دیگری قرار گرفته باشد. مُربّی ̍:
همه را دید دست پرور ناز
دست از آیین جنگ داشته باز.نظامی.تیرش تمام سینه پسند است و دل نشین
این غمزه دست پرور طرف کلاه کیست.قدسی ( از آنندراج ).|| ( نف مرکب ) پرورنده به دست. مربی. آنکه تربیت دیگر کس کند.
کسی که زیردست کس دیگر پرورش یافته باشد، آن که تربیت شده و پرورش یافتۀ دست کسی باشد.
( صفت ) آنکه تحت تربیت دیگری قرار گرفته باشد مربی.
دست پرورد دست پرورده پرورش یافته از دست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشنو ز من به غیر نواهای سوزناک زیرا که دست پرور مرغان گلشنم
💡 تویی آن دست پرور مرغ گستاخ که بودت آشیان بیرون ازین کاخ
💡 مخصوص ماست از نگه کنج چشم یار نازی که دست پرور چندین تغافل است
💡 توئی آن دست پرور مرغ گستاخ که بودت آشیان بیرون از این کاخ
💡 ای فتنه دست پرور چشم سیاه تو اهل نظر نشانهٔ تیر نگاه تو
💡 به مهر فضل شدم دست پرور غربت به دوستی غریبی بریدهام ز وطن