لغت نامه دهخدا
دانش اندوز. [ ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) دانش الفنج. که دانش اندوزد. که علم اندوزد. که دانش و علم فراآرد. که گنجینه خاطر بدانش بینبارد. رجوع به دانش اندوختن شود.
دانش اندوز. [ ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) دانش الفنج. که دانش اندوزد. که علم اندوزد. که دانش و علم فراآرد. که گنجینه خاطر بدانش بینبارد. رجوع به دانش اندوختن شود.
کسی که کتاب بسیار می خواند و دانش می اندوزد، دانش الفنج، دانش آموز.
دانش الفنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود روزی مسیح و یارانش دانش اندوز و راز دارانش
💡 چنین که عشق تو زد راه پیر دانشمند چه جای طعن جوانان دانش اندوز است
💡 وزیر دانش اندوز خردمند چو کرد این فکر در تدبیر فرزند