لغت نامه دهخدا
دامن پاک. [ م َ ] ( ص مرکب ) پاکدامن. عفیف. مقابل آلوده دامن و دامن آلوده. مقابل تردامن.
دامن پاک. [ م َ ] ( ص مرکب ) پاکدامن. عفیف. مقابل آلوده دامن و دامن آلوده. مقابل تردامن.
پاکدامن عفیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خون کس دامن پاک تو نگیرد هرگز از سر کشته خود برزده دامن مگذر
💡 توی اندر صدف ساکن بمانده ز دامن پاک خود ایمن بمانده
💡 دوش در دامن پاک صنم بادهفروش اثری بود که در دامن سجاده نبود
💡 می گذاری که کشد دامن پاک تو رقیب آن همه سرکشی و جور و جفای تو کجاست
💡 از دامن آلوده بود شمع چنین زار آزاده بود سرو که با دامن پاک است
💡 رنگ تپیدن نداشت خون شهیدان دامن پاک تو را گواه گرفتم