دامغانی

لغت نامه دهخدا

دامغانی. ( ص نسبی ) منسوب به دامغان. رجوع به دامغان شود. || از دامغان: دستار دامغانی؛ دستاری که از دامغان آورده باشند. دستاری که بدامغان بافته باشند: رکابدار ندیمی را گفت در باب غاشیه چه میفرماید ندیم بیامد و بگفت: گفت دستاری دامغانی در قبا باید نهاد چون من از اسب فرودآیم بر صفه زین پوشید. همچنین کردند تا آخر عمرش. ( تاریخ بیهقی چ دکتر فیاض ص 360 ).
دامغانی. ( اِخ ) ابوعلی محمدبن عیسی الدامغانی. رجوع به محمدبن عیسی و رجوع به یتیمةالدهر ثعالبی ص 69 ج 4 شود.
دامغانی. ( اِخ ) احمد قاضی. یا قاضی احمد او راست: کتاب الاستظهار یا الاستظهار الاخبار. وحمداﷲ مستوفی از آن نقل کند. ( تاریخ گزیده چ اروپا ص 511 و 512 ) ( نزهة القلوب چ اروپا مقاله سوم ص 13 ).
دامغانی. ( اِخ ) پهلوان حسن، یازدهم از خاندان سربداران ( 762-766 هَ. ق. ). رجوع به پهلوان حسن و نیزرجوع به حبیب السیر چ کتابخانه خیام ج 3 ص 365 شود.
دامغانی. ( اِخ ) علی. قاضی القضاة بعهد قائم خلیفه عباسی. وی درفتنه ارسلان بساسیری، در حرم خلیفه همراه وزیر ابومسلم و خود خلیفه و رئیس الرؤسا ابن شروان و غیرهم گرفتار و بر شتر نشانیده و گرد بغداد برسوائی گردانیده و سپس کشته شده است. ( تاریخ گزیده چ اروپا ص 357 ).
دامغانی. ( اِخ ) محمد علی قاضی از معاصران سلطان طغرل بیک و ابونصر کندری وزیر، کندری این مرد را تربیت کرد تا قائم خلیفه عباسی و سلطان طغرل بیک قضاء بغداد بدو دادند، او را در همه روی زمین یک وجب ملک نبود و نه ملبوسی سزاوار و نه مرکوبی بود، از کار قضا چندان نعمت حاصل کرد که هر سال دویست هزار خروار غله از زراعت او حاصل میشد و سالها قضاء بغداد در نسل او بماند. ( تاریخ گزیده چ اروپا ص 358 ).
دامغانی. ( اِخ ) منوچهری. احمدبن قوص بن احمد. شاعر معروف قرن پنجم هجری. رجوع به منوچهری شود:
سوی تاج عمرانیان هم بدینسان
بیامد منوچهری دامغانی.منوچهری.
دامغانی. ( اِخ ) مولانا شامی. رجوع به شامی و نیز رجوع به مجالس النفائس ص 62 شود.
دامغانی. ( اِخ ) الحنفی. از معاصران المقتدی خلیفه عباسی است. بخلافت المقتدی بامراﷲ ابوالقاسم در محضر شیخ ابی اسحاق شیرازی و ابن الصباغ واین دامغانی بیعت شده است و هم بایام مقتدی درگذشته... رجوع به تاریخ الخلفاء سیوطی ص 280 و 282 شود.

فرهنگ فارسی

ابوعلی محمد ابن عیسی مردی دانشمند و کاردان بود ( ف. ۳۹٠ ه. ق. ) وی از ۳۷۸ تا ۳۸۲ ه.ق.وزارت سامانیان را داشت.
الحنفی از معاصران المقتدی خلیفی عباسی است

جمله سازی با دامغانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهدوی دامغانی با تلاش شماری از اهل فرهنگ و ادب ایران و برخی از مراجع مدتی پس از محاکمه از زندان آزاد شد.

💡 این کتاب توسط دکتر محمود مهدوی دامغانی به فارسی ترجمه و در سال ۱۳۶۷ چاپ شده‌است. هم چنین این کتاب به زبان فرانسوی نیز ترجمه شده‌است.

💡 در همین دوران ابوعلی دامغانی که گرفتار قراخانیان بود درگذشت. پادگان به‌جامانده در بخارا در تابستان همان سال از نوح شکست خورد و عبدالعزیز را کور و زندانی کرد.

💡 ۱۹۹۵ ۴ فومیهیکو ماتسوموتو محمدرضا دامغانی ایرج مظفری، حسین معدنی، کیوان مجردی، محمدحسین نجاتی، امیرحسین منظمی، احمد لاهوتی، ساسان خداپرست، محمود افشاردوست، رضا ابراهیمی، بابک مظفری و محمدصادق شعبان خمسه

💡 ابوالعبّاس دامغانی گوید شبلی مرا وصیّت کرد و گفت تنهائی پیشه گیر و نام خویش از دیوان قوم بیرو کن و روی فرا دیوار کن تا آنگاه که اجل درآید.

💡 مالکی معتقد است از آنجا که دهخدا دیوان اشعار ناصرخسرو و منوچهری دامغانی را تصحیح کرده، در سرودن شعر از آنها تأثیر پذیرفته‌است.

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز