لغت نامه دهخدا
دار قمامه. [ رِ ق ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جای عبادت ترسایان. ( ناظم الاطباء ). || جای زنان فاسقه. ( ناظم الاطباء ):
زانیات اند که در دار قمامه جمعاند
من از آن جمع چه نقصان به خراسان یابم.خاقانی.رجوع به دارالقمامه شود.
دار قمامه. [ رِ ق ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جای عبادت ترسایان. ( ناظم الاطباء ). || جای زنان فاسقه. ( ناظم الاطباء ):
زانیات اند که در دار قمامه جمعاند
من از آن جمع چه نقصان به خراسان یابم.خاقانی.رجوع به دارالقمامه شود.
💡 زانیاتند که در دار قمامه جمعند من از آن جمع چه نقصان به خراسان یابم