دار ضرب

لغت نامه دهخدا

دار ضرب. [ رِ ض َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دارالضرب. ضرابخانه. میخکده:
مفلسان گر خوش شوند از زر قلب
لیک او رسوا شود در دارضرب.مولوی. رجوع به دارالضرب شود.

فرهنگ فارسی

دار الضرب

جمله سازی با دار ضرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دار ضرب کبریا از عشق جویم کیمیا مس وجود خویش را بگدازم آنگه زر کنم

💡 چو زر کوه زاندازه ی سخات کم است به دار ضرب فلک می زنند از اختر زر

💡 امروز سکه ساز که دل دار ضرب توست چون دل روانه شد نشود نقد تو روا

💡 کاروان عشق را بیاع جان شد چشم او دار ضرب شاه ز آن بیاع جان انگیخته

💡 اگرچه سکّه رویت به قلب دل زده اند به دار ضرب وصال تو کم عیار افتاد

💡 چو نقد عشق نزاری به دار ضرب رسید پس از مبالغت عقل خاک بیز چه سود

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز