لغت نامه دهخدا
دادیاری. [ دادْ ] ( حامص مرکب ) عمل دادیار. یاری عدالت کردن. || شغل دادیاری یعنی شغل معاونت قضائی مدعی العموم.
دادیاری. [ دادْ ] ( حامص مرکب ) عمل دادیار. یاری عدالت کردن. || شغل دادیاری یعنی شغل معاونت قضائی مدعی العموم.
عمل دادیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو تیغ علی داد یاری قران را علی بود بیشک معین محمد
💡 جهان را از عمارت داد یاری ولایت را ز فتنه رستگاری