لغت نامه دهخدا
خانه ماندن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بشوی نرفتن. ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
خانه ماندن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بشوی نرفتن. ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
بشوی نرفتن ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صاحبدلی می گفت: ای یاران صفا، این زمان زمان سکوت است و در خانه ماندن و ذکر خدای نادیده را گفتن.