خانه ماندن
مترادفها
در خانه بودن
متضادها
بیرون رفتن
لغت نامه دهخدا
خانه ماندن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بشوی نرفتن. ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
فرهنگ فارسی
بشوی نرفتن ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
جمله سازی با خانه ماندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صاحبدلی می گفت: ای یاران صفا، این زمان زمان سکوت است و در خانه ماندن و ذکر خدای نادیده را گفتن.
💡 به دلیل شرایط نامساعد جوی و سرمای شدید زمستان، بسیاری از مردم ترجیح میدهند در روزهای تعطیل به جای بیرون رفتن، به خانه ماندن مشغول باشند.
💡 در دوران پاندمی کرونا، خانه ماندن به یک ضرورت اجتماعی برای محافظت از سلامت خود و دیگران در برابر شیوع سریع ویروس تبدیل شده بود.
💡 اگرچه او دوست داشت به مهمانی برود، اما در نهایت به دلیل خستگی مفرط، تصمیم گرفت به خانه ماندن و استراحت کردن را انتخاب کند.