لغت نامه دهخدا
خانه ماندن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بشوی نرفتن. ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
خانه ماندن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بشوی نرفتن. ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
بشوی نرفتن ازدواج نکردن دختری که از سن ازدواجش گذشته.
💡 انسیه خزعلی خواهر کبری و مهدی خزعلی و سمیر زند است. خزعلی در ۱۶ سالگی با سید محمدرضا رضازاده ازدواج کرد و چهار فرزند دارد. او حق طلاق را ضمن عقد شرط کرد. رضازاده در دوره احمدینژاد استاندار فارس بودهاست. همسر او دوست نداشته او زیاد بیرون از خانه بماند، و برای او حد ۱۵ ساعت در هفته بیرون از خانه ماندن را تعیین کردهاست. خزعلی از برادرش مهدی انتقادات شدیدی کردهاست.
💡 صاحبدلی می گفت: ای یاران صفا، این زمان زمان سکوت است و در خانه ماندن و ذکر خدای نادیده را گفتن.