لغت نامه دهخدا
عالی گهر. [ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) پاک نژاد. شریف نسب: منظورنظر صاحبقران عالی گهر گشت. ( حبیب السیر ص 125 ). || ( اِ مرکب ) گوهر گران بها. ( ناظم الاطباء ).
عالی گهر. [ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) پاک نژاد. شریف نسب: منظورنظر صاحبقران عالی گهر گشت. ( حبیب السیر ص 125 ). || ( اِ مرکب ) گوهر گران بها. ( ناظم الاطباء ).
دارای نژاد و نسب شریف، عالی گوهر، عالی نژاد، پاک نژاد.
( صفت ) پاک نژاد شریف نسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاتم صبر که عالی گهر است نقش آن من صبر قد ظفر است
💡 تا جهانست جهاندار بود زانکه او خسرو عالی گهر است
💡 پادشاهی بود بس عالی گهر گشت عاشق بر غلام سیم بر
💡 من چنان میخواهم ای عالی گهر کز گنهشان هم ترا نبود خبر
💡 خورشید سعادت مه منزلگه خود شد یعنی ز سفر سرور عالی گهر آمد
💡 گفت بود آدم همی عالی گهر چون به فردوسی فرو آورد سر