لغت نامه دهخدا
جاهلی. [ هَِ ] ( حامص ) نادانی. نابخردی. کودنی:
آری بجاهلی نتوان کرد مهتری.فرخی.هر آنکس که عیبش نگویند پیش
هنر داند از جاهلی عیب خویش.سعدی.
جاهلی. [ هَِ ] ( ص نسبی ) منسوب بجاهلیت. آنکه یا آنچه در عهد جاهلیت بوده است.
- عهد جاهلی؛ دوره عرب قبل از اسلام.